خرید بک لینک
دردانه اباعبدالله سر به سرم نگذار و من بابا ندارم بال و پرم زخمی ست حتی پا ندارم جای کتک ها بر تنم خیلی سیاه است از درد حتی در صدا آوا ندارم حالا که پاهایم رفیق نیمه راه است نامرد نزن من با کسی دعوا ندارم در چشم هایم میتوان فهمید راحت دیگر به تنها صورت زیبا ندارم از بس که سیلی خورده ام این چند روزه بابا برای ضربه هاشان جا ندارم از شدت افتادنم از روی ناقه حالا برای زنده ماندن نا ندارم گوشواره هایم را پدر یادت می اید؟؟؟اخ یادش بخیر میبینی انها را ندارم چشم تو روشن پهلوی من را شکستم دیگر نگویی ارثی از زهرا ندارم

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 3:58

صفحه بندی